سعید سان
کارتون ايكيوسان/سعيد جعفريان/برادر كوچكترم را به سلماني بردند و به علت مرموزي موهاي بلند و لَخت و قشنگش را از ته زدند! طفلك از سلماني تا خانهمان، كوچه را از اشكهايش خيس كرده بود. به خانه كه رسيد سلام هم نكرد، افتاد روي تختش و شروع كرد به گريه كردن. مادرم طاقت نيارود، رفت توي اتاق و گفت: «بابا گريه نداره، كلي هم خوشگل شدي، شدي عين ايكيوسان.»
http://www.up.saeedsun.com....zip
سعید سان
کارتون دایناها/این کارتون که با نام اصلی Diplodos می باشد که یک کارتون فرانسوی زبان می باشد که از سال 1987 تا سال 1988 پخش می شده است. ما بیشتر شخصیت های این کارتون را با عنوان داینا قیچی و داینا منگنه و ... می شناسیم.
http://en.wikipedia.org/wi...odos
Diplodos.zip · 209KB
سعید سان
کارتون گربه سگ/كارتون گربه سگ، درست موقعي پخش شد كه انواع كارتونهاي كامپيوتري، فضايي و ديجي موني، برنامههاي كودك را پر كرده بودند؛ تازه استمرار پخش زيادي هم نداشت. چند تا جمعه، بعد از خبر ساعت 2 بعدازظهر، به عنوان اولين كارتونِ بخش دومِ برنامههاي كودك، پخش ميشد. اما در همان مدت كوتاه، آنقدر گرفت كه عروسكهاي جور واجور نارنجي آن، سر از مغازههاي اسباببازي فروشي در آورد (كلا ميزان محبوبيت هر شخصيت كارتوني، ارتباط مستقيم با ميزان نفوذش در مغازههاي اسباببازي فروشي دارد) دليل اين محبوبيت، شايد فضا و شخصيتهاي منحصر به فدر آنها باشد./بقیه در کامنت مطلب...
http://www.up.saeedsun.com....zip
سعید سان
کارتون مگ مگ و دوستان/باور کنید پیدا کردن نام اصلی این کارتون ها از ساختنشون هم سختره...توی منابع فارسی اگر جستجو کنید فقط به این فروشگاههای اینترنتی بر میخورید.خلاصه کنم این کارتون رو خیلی دوست دارم.مگ مگ و دوستانش که همه حیوانات دوست داشتنی ای هستند در یک جزیره زندگی می کنند و داستان ها و اتفاق جالبی براشون اتفاق می افته. کارتون مگ مگ و دوستان با عنوان اصلی Ovide and the Gang می باشد.برای دریافت اطلاعات بیشتر به صفحه این کارتون در ویکیپدیا مراجعه کنید...
http://en.wikipedia.org/wi...Gang
سعید سان
الان دارم بازی قدیمی آتاری رو بازی میکنم....خیلی خوبه ...انگاری دارم رو ابرهای خاطرات، این بازی رو انجام میدم....حجم این فایل بازی رو که گذاشتم کمتر از یک مگابایت هستش..در ضمن دکه های جهت دار به بالا و پایین و با SHIFT تیر میاندازه!البته این ورژنش که من اینجا گذاشتم یه کم با عکس فرق داره و به اصطلاح یه کم پیشرفته تره!(ورژن Atari River-Raid)خوبه که به کارتهای گرافیکتون یه استراحت کوچیک بدید و این بازی خاطره انگیز رو بازی کنید!
Attari River attack.exe · 902KB
سعید سان
کارتون هایدی/هایدی ، دختر از رشته کوه های آلپ.نام کارتون به انگلیسی(Heidi, Girl of the Alps)و به زبان ژاپنی(アルプスの少女ハイジ, Arupusu no Shōjo Haiji)می باشد. اطلاعات کارتون رو میتونید در ویکیپدیا مطالعه کنید....
http://en.wikipedia.org/wi...Alps
سعید سان
من خودم جدیدا با کارهای بابک نهرین(نفر اول سمت راست)آشنا شدم بازیگر آذربایجانی که با طنزهاش کلی خندیدم..فقط خواستم بگم که کلی با کارهاش خندیدم و در پایین یه تیکه از طنز اخراجی ها را گذاشتم...
http://fa.wikipedia.org/wi...9%86
سعید سان
کارتون پسر شجاع/پسر شجاع (به ژاپنی: ドン・チャック物語 Don Chuck Monogatari) نام یک سریال کارتونی ژاپنی است. این سریال محصول استودیو Knack در بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۸ است.[۱] پسر شجاع در اوایل دهه شصت خورشیدی توسط شبکه اول تلویزیون ایران به فارسی دوبله و پس از آن چندین بار از این شبکه پخش شد.[۲] استقبال از این کارتون در آن زمان به حدی بود که روزنامه اطلاعات نیز مقالهای را به آن اختصاص داد.(منبع ویکیپدیا)/ این کارتون از اون کارتون هایی بود که حتی شر ترین بچه ها رو هم از تو کوچه ها برای دیدن کارتون به خونه می کشوند...فکر کنم همه این کارتون رو یادشون باشه..حجم این فایل که حاوی چند تا عکس و همچینین موسیقی تیتراژ هست حدود 800 کیلوبایت هست.
http://www.up.saeedsun.com....zip
سعید سان
کارتون جیمبو/ فكر ميكنيد چرا توي اين كارتون، جيمبو كه خير سرش يك هواپيماي جت به حساب ميآمد، آنقدر كوچولو و قلمبه بود؟ اصل قضيه برميگردد به آيكيوي خيلي بالاي طراح انگليسياش. جناب طراح توي بعضي از قسمتهاي نقشهاي كه براي ساخت جيمبو به كمپاني تحويل داده بود، به جاي اينچ از سانتيمتر استفاده كرده بود. احتمالا استاد نميدانست كه «اينچ» تقريبا 5/2 برابر «سانتيفكر ميكنيد چرا توي اين كارتون، جيمبو كه خير سرش يك هواپيماي جت به حساب ميآمد، آنقدر كوچولو و قلمبه بود؟ اصل قضيه برميگردد به آيكيوي خيلي بالاي طراح انگليسياش. جناب طراح توي بعضي از قسمتهاي نقشهاي كه براي ساخت جيمبو به كمپاني تحويل داده بود، به جاي اينچ از سانتيمتر استفاده كرده بود. احتمالا استاد نميدانست كه «اينچ» تقريبا 5/2 برابر «سانتيمتر» است. دنيا هم آنقدر پيشرفت نكرده بود كه مثل الان هر كور و كچلي از چنين موضوعي اطلاع داشته باشد!متر» است. دنيا هم آنقدر پيشرفت نكرده بود كه مثل الان هر كور و كچلي از چنين موضوعي اطلاع داشته باشد!
http://www.up.saeedsun.com....zip
سعید سان
کارتون خرسهای مهربون/در این کارتون هر کدوم از خرسها یک شکلی روش نقاشی شده بود مثل رنگین کماو و خورشید و .../در زیر شما میتوایند شاهد فایل عکش و اطلاعات فیلم باشید. فایل فشرده عکسها حدود 11 عکس حدود حجم 700 کیلوبایت
http://www.up.saeedsun.com....zip
5 دقيقه بعد، برادرم چهارزانو زده بود و داشت تيريپ ايكيوساني فكر ميكرد. يادتان كه هست؟ انگشتهايش را خيس ميكرد و روي كلة كچلش دو تا دايرة كوچك با انگشتانش درست ميكرد و بعد در حالي كه چشمانش را بسته بود، صدايي مثل تقتق درميآمد و آن فكرهاي رؤيايي به كلهاش ميزد.
سپتامبر 1 2010, 12:06ايكيوسان يكي از شخصيتهايي بود كه بدجوري توي كلة تمام بچههاي همنسل ما فرو رفت. وقتي كه كلكل كارتونهاي قديمي پيش ميآيد امكان ندارد (واقعا امكان ندارد!) كسي را پيدا كنيد كه ايكيو را يادش نباشد، دليلش را نميدانم، يك حدسهايي ميزنم اما فقط حدس است. مثلا شايد توي كلة همة ما كرده بودند كه علم خيلي بهتر از ثروت يا هر چيز كوفتي ديگري است! همهمان ميخواستيم آيكيويي در حد ايكيو داشته باشيم. وقتي كه خانم يايويي با بدجنسي فوقالعادهاش آن معماهاي عجيب و غريب را براي ايكيو طرح ميكرد، همهمان خيالمان راحت بود كه يك عقل كل، اين معماها را مثل آبنبات حل ميكند، هيچ فشاري به مغزمان نميآمد، چون ايكيو بود و او يك ناجي بود! شينسه را به خاطر بياوريد. آن سامورايي خوش قلب كه آيكيوي متوسطي داشت و كلا از درك چيزهاي سطح بالا عاجز بود. يادتان هست هر وقت ايكيو معمايي را حل ميكرد، ميپريد و بغلش ميكرد و با لحن جالبي ميگفت: «ايكييو». همهمان انگار جاي شينسه بوديم، بچههايي كه ضريب هوشيمان دستكم متوسط بود، اما فرق هوش بالا و پايين را درك ميكرديم و غصه ميخورديم! هيچوقت هم دوست نداشتيم جاي شونن باشيم. شونن همان بچه راهب كله خربزهاي بود كه توي بچههاي مدرسة «آنكوكوجي» احساس رئيس بودن ميكرد و از اين كه هيچكس تحويلش نميگرفت شاك زده بود. خب دليلش معلوم بود بزرگي به قد و وزن و ماهيچه نيست، آيكيو «شونن» در حد شلغم بود. حتي وقتي معماها حل ميشدند باز هم نميفهميد. خب چه توقعي ميتوان داشت؟ كداممان دوست داشتيم جاي ژنرال باشيم با آن كاخ رؤيايي (كه از روي كاخ واقعي در كيوتو الهام گرفته شده) و آن همه پول و زلم زيمبو؟ فقط او هم مثل ما مشكل داشت. آيكيوي او از ايكيو خيلي كمتر بود، خب پس اصلا حرفش را هم نزن. آيكيو خريدني نيست، هر چقدر هم كه پول داشته باشي (اين فاكتور به طرز آزاردهندهاي ارثي است، اين را بعدها فهميديم و كلي دپ زديم!) خندههاي احمقانهاي كه ژنرال هنگام طرح معماهايش ميزد، هنوز وسط گوشمان زندة زنده است. كافي بود، ايكيو يك بار فقط به معماهاي بي سر و تهاش جواب ندهد، تا به ژنرال اين احساس خوشايند دست دهد كه خرده هوشي و سر سوزن ذوقي دارد، اما ايكيو چپ و راست ميگذاشت توي كاسهاش، يادتان هست؟
خب يادتان است كه استاد بزرگ يك بار دقيقا اول يكي از قسمتها به ايكيو گفت: «هوش و پول و ماديات، هيچ فرقي با هم نميكند! مهم تفكر است!» ايكيو دقيقا آخر همان قسمت در حالي كه به پاي استاد افتاده بود با گريه ميگفت: «استاد، دوست داشتم معمولي باشم! درست نميتوانم تفكر كنم، نميتوانم.» و استاد دستي به سرش كشيد و گفت: «تو هماني كه هستي، راضي باش و زندگي كن!» آن موقع هيچ چيز از آن حرفها نفهميدم، اما مطمئنا استاد بزرگ اين حرفها را به ايكيو نزده بود، به ما گفته بود تا غصة سطح هوشمان را نخوريم، راضي باشيم و تفكر كنيم. كاري كه از همه برميآيد. راستي آن قسمت را يادتان هست كه شونن نشسته بود روي زمين و داشت تيريپ ايكيويي فكر ميكرد؟ يادتان هست به جاي صداي فكر كردن ايكيو، چه صداي مسخرهاي روي تفكر شونن گذاشته بودند. اين دقيقا همان جاست، همان جاست، كه برادرم را هم شاكي كرد، اعصابش را خرد كرد و از اين كه موهاي بلند و لَخت و قشنگش را از ته زده بودند، باز هم ناراحت شد و گريه كرد. صداي مغز ما هيچوقت شبيه ايكيو نشد، چون او افسانه بود. nنفر به جاي او (در پشت صحنه) فكر ميكردند و او فقط بيانش ميكرد، اينها را نميفهميدم و غصه ميخورديم، بچه بوديم!
در فایل بالا چند تا عکس کوچیک به حجم تقریبی نیم مگابایت گذاشتم...
سپتامبر 1 2010, 12:07لینک این کارتون در دانشنامه آزاد ویکیپدیا:
سپتامبر 1 2010, 12:24http://en.wikipedia.org/wiki/Ikky%C5%AB-san